آثاری از هنرمند فرهیخته سید علی خوش قامت _انتشارات حوزه مشق
غم بر دلم آوار شد؛ بنگر که من زار آمدم آخر چه گویم؛ وایِ من از پیشِ دلدار آمدم او رفت و تنها شد دلم؛ با کوله باری از غمش حالا چو برگی در خزان؛ تنها به انظار آمدم زلفش پریشان می کند؛ لعلش چه گویم چون عسل مانند بادی بیقرار؛ از سمتِ گلزار آمدم جانم فدای طلعتش؛ مهتابِ شبهای منست دور از رُخش آسیمه سر؛ در ظلمت اینبار آمدم تا بلکه باشد طالعم؛ یک لحظه همراهش شوَم من آمدم از پیشِ او؛ اما به ناچار آمدم داروی دردم تا ابد؛ دیدار شهرِ چشم اوست با درد می گویم که...