اثری از بانوی هنرمند شبنم حاتمی_انتشارات حوزه مشق
راهت جدا کن از من راحت،مرا رها کن صبرم به سر رسیده،علاج صبر ما کن زهری فِشاندی بر جان،مرهم نبودی ای یار دردت نصیب من شد،درمان درد ما کن خون گشته دیدگانم از ظلم تو دمادم از من گریز و بگذر،با دیگران وفا کن بر قلب بی قرارم،سرنِشتری نِشاندی جانم به لب رسیده هجران ز مبتلا کن خیره کُشی است ما را دارد دلی چو خارا بُکشَد کَسَش نگوید تدبیرِ خون بها کن 🌹🌹🌹 هوای گریه دارم در این هوای دلگیر در این غروب بی مهر،در این غم نفس گیر بهار عمر مارا بهانه ی خزان است شبیه...