اثری از بانوی هنرمند فاطمه قربانی – انتشارات حوزه مشق
انتظار! انتظار تماما میکشد تو را .. مادامیکه قهوه و کتاب و عینک و بوی نارنج را میبینی و استشمام میکنی .. دلت برای تمام تلخی آنها، میسوزد و میگویی: باز هم اندکی صبر و باز هم انتظار.. انتظار سخت، سخت است .. مادامیکه باران را، ابر را، آسمان را، رعد را، برق را، چتر را، هودی تنت را، آرزو میکنی یعنی انتظار و انتظار سخت، سخت است.. من از سرزمین «ای کاش » ها دارم برایت قصه میبافم .. خیال میبافم و در بافندگی خبره شدم.. بیا و بنشین و محض رضای خدا، یکبار هم که شده از «نرفتن»...