اثری از رحمت حسینی از شاعران انتشارات حوزه مشق
شرمندتم شهید!!!😔😔😔 شرمندتم شهید شرمنده ی خدای خودم، وعده و وعید من خواب بودم و تو میان گلوله ها باران لوله ها باران بمب و آتش خمپاره ، آه آه! شرمنده ی توام ای ماه آسمان! شاگردتم شاگرد سر به راه دستم تهی و دلم غرق خون و غم دنیای مهربانی ام شده تیره همه دژم شرمندتم شهید! شرمنده ام که دهی جان پاک خویش اما منٍ خراب خوشحال تر ز عاشق معشوق دیده ام غرق سرور و جشن در حال پخش شربت و نقل و نبات، آه! شرمنده ی خدا منم معلوم نیست مذهب من ، من کیم کیم؟!...