اثری از آمنه غریب از شاعران انتشارات حوزه مشق
همبازیه بچگی چه دلگیرم من از اون لحظه هایی که رویام و تُو دنیای تو ساختم نگاه تو من و دیوونه می کرد چه عشقی از تو من تُو سینه داشتم فقط من بودم و تو بودی و عشق خودم رو تُوی چشمای تو باختم هرزگاهی میام به شهرت اما تو نیستی که بدی از غم نجاتم تو همبازیه خوبه بچگیمی هنوزم یادم خوب اون روزارو کنار حوض خانوم جون یه وقتا ما دو تا می گرفتیم ماهیا رو واسه نشوندن لبخند رو لبهات من عمدا بازی رو بازنده بودم تو می بردی و من محو نگاهت ببین من...