اثری از علی شیر عرب پور از شاعران انتشارات حوزه مشق
تمنای خیال جان نهادم به رهت قلب توصیاد نبود خم به ابرو که کشیدی دل من شاد نبود کاش مهرت به دلم رام شود درقلبت جان من بنده ی عشقت شدوآزاد نبود نام تو ثبت شده در دل شوریده من سادگی کردم و افسوس پریزاد نبود چشم افسونگرتو فتنه برانگیخت به دل دل بیچاره ی من در پی فریاد نبود می کشم دست تمنا سرزلفت ای گل جزغم و حسرت و دوری زتو در یادنبود باورم نیست که تو جان به لبم آوردی عشق ویرانگریت جزغم و بیداد نبود بیستون داند و شیرین که چه غوغایی شد مرگ می آمدو...