Email وقتی نامت را صدا میزنم، جهان پاسخ میدهد
مریمِ نازنینم… بعضی عشقها با اتفاق شروع نمیشوند؛ با شناخت شروع میشوند. با آن لحظهای که میفهمی بودنِ یک نفر دنیا را «درستتر» میکند. برای من، آن لحظه نام داشت: تو. من تو را آهسته دوست دارم؛ آنقدر آهسته که عشق، فرصت ریشهکردن داشته باشد. آنقدر عمیق که اگر روزی سکوت آمد دل هنوز حرف داشته باشد. وقتی به تو فکر میکنم زندگی از شتاب میایستد. نه برای توقف، برای تمرکز. برای اینکه بفهمم چه چیزهایی واقعاً مهماند. و در آن فهرست کوتاه نام تو با خطی روشن نوشته شده. مریم… من عاشق نگاهت نیستم؛ عاشق «نگاهکردنت» هستم. آن شیوهی...