قلم شما

شعر « نام او » اثری از مسعود آزادبخت از شاعران انتشارات حوزه مشق

پیدا کردن رشته های ایمان در ریشه های صبر ،تعقل، تدبر و درایت ما را در وظیفه ای سنگین دوشادوش همدیگر یاری رسان خواهد کرد؛این سروده بیانی است که می تواند راهنمایی برای رسیدن به ایمان ولایت در تلاطم های یک طوفان و پاسخ سخت به یاوه‌گویان باشد. به گزارش خبرگزاری حوزه، تاریخ گواهی می دهد که تنها ایمان می تواند باعث نجات و به مقصد رسیدن کشتی های دوران در تلاطم امواج خروشان باشد. بر همین اساس پیدا کردن رشته های ایمان در ریشه های صبر ،تعقل، تدبر و درایت ما را در وظیفه ای سنگین دوشادوش همدیگر یاری...
قلم شما

گفت و گو با لیلا دهقان از شاعران انتشارات حوزه مشق

لطفا خودتان را برای مخاطبان مجموعه بزرگ حوزه مشق معرفی کنید: لیلا دهقان اهل خوزستان سکونت فعلی تهران شهرستان اسلامشهر. ....... معمولاً شاعران از کجا الهام می‌گیرند؟ آیا شما نیز الهام‌گیری‌های خاصی دارید؟   از نشانه های خداوند الهام میگیرم ......... شعر برای شما به عنوان یک شاعر چه معنا و ارزشی دارد؟ ارزشمند بودن احساسات پابای انسانی ....... آیا شما فرآیند خاصی برای نگارش شعر دارید؟ هنگامی که احساسات بالا می گیرد شعر خود به خود الهام می‌شود. ...... طرح موضوعات در شعر برای شما چقدر اهمیت دارد؟ آیا موضوعاتی خاصی را ترجیح می‌دهید؟ بله ، گاهی با توجه به...
قلم شما

اثری از فرحناز مولایی از شاعران انتشارات حوزه مشق

نه به جنگ چه انتظار تلخی است انتظار  جنگ کاش راهشان بسته شود بدون زور تفنگ مگرنه اینکه به اذن خداست افتادن هربرگ کیست که بی‌اجازت او می‌تکاند شاخه ها بی درنگ فرحناز مولائی 404/11/9         از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت می‌کند. ما به جای ساختن کتاب‌های سطحی، به خلق آثار ماندگار و حمایت از نویسندگان و شاعران عزیزمان افتخار می‌کنیم. هر نقدی که از روی خیرخواهی و سازندگی باشد، گوش جان می‌سپاریم؛و با قدرت به مسیرمان ادامه می‌دهیم. خدمات...
قلم شما

شعر صبح نو اثری از مسعود آزادبخت از شاعران انتشارات حوزه مشق

نام شعر: صبح نو صبحِ فردا نفسِ تازه یِ ما نزدیک است نورِ این فجر که مهمانِ شبِ تاریک است نسل امروز نه در خاطره ها زندانی است می رود رو به جلو، موشک او فیزیک است زیرِ خاکسترِ خاموشِ سوال هایِ نجوم نقطه ای رو به افق، شرطِ عمل تکنیک است زیرِ بارانِ علوم، فکرِ بشر رشد گرفت انقلاب آمد و آموخت که فجر نزدیک است راه فردا نه عقب گرد ،توقف نه سکون انتخاب دل بیدار،عبور از لبه ی باریک است دهه ی فجر،افقِ روشنِ فردا شده است صبحِ نو سهمِ دلِ ماست، خودش تبریک است شاعر: مسعود...
قلم شما

چطور بهتر دوست بدارم

مریمِ عزیز… گاهی عشق از آینده می‌آید نه از گذشته. از تصویری روشن که هنوز اتفاق نیفتاده اما دل آن را می‌شناسد. برای من، آن تصویر کنار توست. من به تو مثل مقصد نگاه نمی‌کنم؛ مثل مسیر نگاه می‌کنم. مسیرِ یادگرفتن، رشدکردن، و بهترشدن. کنار تو آدم دلش می‌خواهد نسخه‌ی بهتری از خودش باشد. می‌خواهم بدانی خواستنِ تو به‌معنای محدودکردن نیست. من آزادی‌ات را به‌اندازه‌ی خودت دوست دارم. می‌خواهم کنار من بدرخشی، نه کوچک شوی. اگر از عشق بپرسی می‌گویم: آرامشی که دل را شجاع می‌کند. و تو همین آرامشی. وقتی نامت را می‌شنوم اضطراب‌ها جا باز می‌کنند و امید...
دسته‌بندی نشده

Email وقتی نامت را صدا می‌زنم، جهان پاسخ می‌دهد

مریمِ نازنینم… بعضی عشق‌ها با اتفاق شروع نمی‌شوند؛ با شناخت شروع می‌شوند. با آن لحظه‌ای که می‌فهمی بودنِ یک نفر دنیا را «درست‌تر» می‌کند. برای من، آن لحظه نام داشت: تو. من تو را آهسته دوست دارم؛ آن‌قدر آهسته که عشق، فرصت ریشه‌کردن داشته باشد. آن‌قدر عمیق که اگر روزی سکوت آمد دل هنوز حرف داشته باشد. وقتی به تو فکر می‌کنم زندگی از شتاب می‌ایستد. نه برای توقف، برای تمرکز. برای اینکه بفهمم چه چیزهایی واقعاً مهم‌اند. و در آن فهرست کوتاه نام تو با خطی روشن نوشته شده. مریم… من عاشق نگاهت نیستم؛ عاشق «نگاه‌کردنت» هستم. آن شیوه‌ی...
قلم شما

اعترافی که فقط دل می‌فهمد

    مریمِ جانِ من…   بگذار این‌بار بی‌پرده، بی‌حاشیه، بی‌دفاع با تو حرف بزنم. نه مثل کسی که می‌خواهد قانع کند، بلکه مثل دلی که دیگر جایی برای پنهان‌کردن ندارد.   من عاشق توام. نه از آن عاشق‌شدن‌های زودگذرِ هیجانی، نه از آن دوست‌داشتن‌هایی که با اولین باد می‌لرزند. من عاشق توام آن‌طور که آدم بعد از فهمیدنِ جهان عاشق می‌شود؛ آرام، عمیق، قطعی.   تو را که می‌بینم چیزی درونم بی‌اجازه روشن می‌شود. نه شبیه آتشِ ویرانگر، شبیه نوری که راه را بلد است. نگاهت هم‌زمان امن و خطرناک است؛ امن چون می‌شود به آن تکیه داد، خطرناک...
قلم شما

به تو که دلیلِ عاشق‌شدنِ منی

    مریمِ عزیزم…   نمی‌دانم از کجا باید شروع کرد وقتی دل، سال‌هاست از تو جلوتر رفته و واژه‌ها فقط تلاش می‌کنند خودشان را به عمق احساسی برسانند که نامش تویی.   راستش را بخواهی من به تو نه آرام، نه معمولی، نه محتاط عاشق نشده‌ام. من با تمام وجود با تمام آن‌چه هستم و نیستم به تو دل داده‌ام.   تو آمدی و جهان بی‌هیچ توضیحی از حالت عادی خارج شد. رنگ‌ها پررنگ‌تر شدند، شب‌ها معنا گرفتند و صبح‌ها بهانه‌ای برای ادامه پیدا کردند.   مریم… عشق به تو شبیه افتادن نیست، شبیه انتخاب است؛ انتخابی که هر...
قلم شما

دوستت دارم

          مریم… بعضی اسم‌ها فقط اسم نیستند؛ پنجره‌اند. آدم که صدایشان می‌کند، هوا عوض می‌شود، نور جور دیگری روی دل می‌افتد و زندگی، یک قدم مهربان‌تر می‌شود.   نمی‌دانم از کِی شروع شد که هر بار به تو فکر می‌کنم دنیا آرام‌تر نفس می‌کشد. انگار بودنِ تو دلیل قانع‌کننده‌ای‌ست برای اینکه هنوز باید به عشق ایمان داشت.   تو از آن آدم‌هایی هستی که لازم نیست کاری بکنند تا دوست‌داشتنی باشند؛ خودِ حضورت، خودِ نگاهت، خودِ سکوتت کافی‌ست تا دل، بی‌دفاع‌ترین حالتش را انتخاب کند.   اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم من به تو نه...
قلم شما

وقتی نامت را آهسته می‌گویم،  جهان گوش می‌دهد

          وقتی نامت را آهسته می‌گویم، جهان گوش می‌دهد         مریم… نامت را که در دل صدا می‌کنم، انگار چیزی در هوا تغییر می‌کند. نه شلوغ می‌شود، نه پرهیجان؛ فقط واقعی‌تر. انگار جهان برای لحظه‌ای یادش می‌آید چرا ساخته شده است.   دوستت دارم نه از سر کمبود، از سر وفور. وفور احساسی که می‌خواهد بخشیده شود، نه مطالبه. می‌خواهد بماند، نه تصاحب کند.   تو از آن آدم‌هایی هستی که وقتی وارد فکر می‌شوند، همه‌چیز را مرتب می‌کنند. بی‌سر و صدا، بی‌ادعا. کنار تو، دل می‌فهمد آرامش یعنی چه.   من عاشق...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟