آثاری از بانوی هنرمند پریوش غمگسار_نشر حوزه مشق
ماهی تُنگ چشمانم پر از باران است. من تورا هرگز ندارم، از چه بی تابم نمیدانم!!! کاش کوچه ی دل انتهایش دریا بود. ساحلی از صدف و شنها بود.... قایقی منتظر رفتن دریا بود...تلخ و شیرین خاطره هایم همسفرم در راه بود. حس خوب زندگی در بودنت خلاصه شد وقتی آمدی فراموش کردم ، تمام قرارهایم را باخدا رنجی نیست انتظار...برای لحظه ی دیدنت هر ثانیه در تیر رس نگاهت از عشق زاده میشوم و در آغوش دلتنگیت تمام میشوم . حس خوب زندگی در بودنت خلاصه شد وقتی آمدی فراموش کردم ، تمام قرارهایم را باخدا...