اثری از بانوی هنرمند فاطمه درغال_نشر حوزه مشق
زمان روی سکوی پرتاب ایستاده است انگار دستی مرا هُل می دهد به گذشته های نه چندان دور گندمزار های طلایی ؛ دشت های سبز لاله های وحشی اما ، فقط یادت جا مانده است کنار همین نخل های خشکیده که دیگر نفس نمی کشد شوره زار سفید ؛ بیشه زار خشک و حوض شکسته ای ، که ماهی هایش مُرده اند همه جا دیوار است ، حصاری بلند که نفس هایش را بریده اند دیوارهای سیمانی ؛ بُتن و آجر هایی که خشت به خشت لای مفصل هایش سیمان ریخته اند تا جایی نرود و حالا سال هاست ،...