اثری از بانوی هنرمند ریحانه وطنخواه_ نشر حوزه مشق
چشم هایش همیشه خورشید است دست هایش پناه یک دریاست دامنش دشتی از گل قرمز مادر من طبیعتی زیباست دردلش باز رخت می شستند دردلی که شبیه دریا بود لحظه ای دیر کرده بودم و او زیردلواپسی قدش تا بود همدم روزهای بی کسی ام مرهم روزهای پر دردم آفتاب تنی که یخ زده است لحظه هایی که از همه سردم سرنوشتم شبیه گهواره است که به دستان او. تکان خورده است او دعا کرد و دیگران گفتند دخترش باز شانس اورده است با وجودش همیشه دلگرمم میپزد عشق را به روی اجاق سینیِ چاییِ پر از مهرش عطر اورا...