اثری از هنرمند فرهیخته علی شیر عرب پور _نشر حوزه مشق
درد پنهان. بازهم بگرفته این دل گریه ی پنهان من آتش عشقت بسوزد خرمن دوران من آنقدربنوشتم از داغت بروی دفترم کلک من دارد شکایت از دل. بحران من قلب من در سینه بلوا می کند ای نازنین چشم عصیان تو و دیده ی چون باران من حفظ کردم عشق تو در سینه گرچه غم نهفت اهل دل شاید نبودی درد بی درمان من سوختی گل استخوانم رحم کن خاکسترم درخیال واهیه خود کو سروسامان من میدهم تاوان قلبم بس حماقت میکند باهمین دیوانگی باز می دهد فرمان من میکشد مارا بسوی ماه و مهتابی که نیست شب غم انگیزد...