اثری از بانوی هنرمند نازنین نوری _نشر حوزه مشق
در حریم حرمم محرم اسرار شدی گرچه مرهم نشدی خوب، دل آزار شدی گفته بودی که به هر رفتنی عادت داری تو خودت رفتی و اینبار جفاکار شدی صبر کردم که مبادا ترکی برداری زخم خوردم زتو و سخت، بدهکار شدی سعی کردم که پریشان نکنم حالت را بستی آن روزن امید، وَ دیوار شدی تو ندانسته مرا سخت، قضاوت کردی رفتی و نزد خودت باز طلبکار شدی سوختم در طلب و بهر رها گشتن تو شعله را کشتم و تو دیر خبردار شدی بودنت بود بهشتی و نمی دانستی ره اغیار گرفتی و ستمکار شدی با تمام دل خود...