اثری از مبینا ترکمن از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
شب بود ، من بودم و ماه روی پلی که خسته از رد پای آدم ها همچنان استوار مانده بود . آب روان بود و با کوله ای از امید به جلو حرکت می کرد . ابرها و ماه بر سر جای گیری در راس آسمان در مجادله بودند ؛ گاه پیروز این نبرد ماه بود و گاه ابر های تیره ی خسته . چشم از آسمان دزدیدم و به آب که با آرامش مسیرش را می رفت نگاه کردم ، کمی فکرم مشغول شد ؛ گذر آب از بین سنگ ها را به گذر عمر در بین تمام مشکلات...