اثری از علی پور زارع از شاعران انتشارات حوزه مشق
«سوگ» نکند که ما اضافات دنیاییم، که اینگونه خار و خفیف، در به در، به دنبال یک لحظه آرامشیم. در پی تبسمی ناگهانی، یا عصر بارانی دلپذیر، شامگاهی دلنشین، یکبار لذت برفبازی؛ چونان سگ پاسوخته، سرگردان، میدویم؛ اما دریغ از رسیدن! دریغ! چگونه است دویدن و نرسیدن؟ چگونه است حال ما؟ نکند موسم سفر بوده، زندگی از اینجا کوچ کرده، و ما ماندهایم و این حسرت. ما ماندهایم و حسرت یک لحظه زندگی! نکند خفتگان باشیم، در سراشیبی هبوط؟ خورشید از اینجا رفته، و بامدادی دیگر نباشد. یا که شاید، تراوشات یک ذهن افسردهایم، که در پس هزار توی توهمات،...