اثری از لیلا عباسی از شاعران انتشارات حوزه مشق
من اسیر قصه ای هچون زلیخا در سکوت یوسفی دارم که نامش بر لبان دیگری ست در دل شب ها دعایم رفت تا دستش رسد لیک دستم در دعا ها هم نشان دیگری ست هر کجا رفتم به دنبال نگاه آشنا چشم هایم خیره بر رد زمان دیگری ست سهم من از عشق تنها سایه ای افتاده بود سایه ای کز پرتو شمع نهان دیگری ست باورم می شد که او مجنون لیلا شد ولی گوشه گیر از مهر من ، مهمان جان دیگری ست #شاعر #لیلا_عباسی.... گرگان از قلم تا جاودانگی... با شما!...