اثری از طاهره ترسلی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
(ازپشتِ پنجرهیاتاقم به ماه نگاه میکنم) امشب ماه دلش از دست آدمیانِ روی زمین، گرفته است. خودش را پشت ابرپنهانکرده است. ولی گاهی از پشت ابر، یه سرکی، میکشد. و روی زمین را نگاه میکند. انگار، با ستارهها قایم موشک، بازی میکند شایدهم ! نگاهش به یک خانهی خاصی روی زمین است ما که از دلِ ماه خبر نداریم امشب ماه مثل ماه نیست او از یک چیزی ناراحت است. یک ضرب المثل است ! "هر چقدر میدَود به هیچ جایینمیرسد" مرتب پول قرض میگیردو خجالت زن وفرزندش رامیکشد او مرتب،به خانواده اش، قول میدهد و عمل نمی کند این...