مریم؛ ای ازل و ابدِ عشق
مریم؛ ای ازل و ابدِ عشق در عالمِ معنا، پیش از آنکه زمان آغاز شود و پیش از آنکه کائنات غبارِ نیستی را از تن بتکانند، نام تو در لوحِ محفوظِ جانم حک شده بود. تو برای من نه یک انتخاب در میانهٔ راه، که یک تقدیرِ محتوم در آغازِ خلقت بودی. وقتی از عشقِ «ازلی» سخن میگویم، منظورم ثانیهای است که هنوز خورشید نمیتابید، اما من در ظلمتِ عدم، بوی پیراهن تو را میشناختم. و وقتی از «ابد» میگویم، یعنی تا آنجایی که دیگر حتی مرگ هم جرئتِ نفس کشیدن ندارد، من هنوز مریدِ چشمانِ تو خواهم...