پایتخت شعر ایران

index.png
قلم شما

اثری از هنرمند فرهیخته عباس ترابی _نشر حوزه مشق

(مترسک برفی)
نویسنده عباس ترابی
داستان کوتاه
اول بهار بود .رودخانه جاری شده بودند .پرندگان آواز می خواندند .دارکوبها بردرختان می زدند .و کشاورز در مزرعه خود حاضر شد .حالا او نخست یک مترسک از یک ترکه نسبتا بزرگ از درخت سنجد ساخت وبر تن او یک لباس بزرگ وبی ریخت آویخت. لباس این مترسک در باد تکان می خورد و همین جنب وجوش به مترسک جان میداد تا سارها وکنجکشها را بترساند .کمی گذشت اوضاع آرام شد اکنون کسی از مترسک نمی ترسید .پرندگان فهمیده بودند که مترسک بی آزار است و حتی گاهی هم مهربان .کشاورز در اوقات بیکاری به مترسک سر می زد وبا او صحبت میکرد .حتی یکی دو بار باد مترسک را از جا در آورد .و کشاورز دوباره او را بر پا کرد .پرندگان مزرعه که با مترسک دوست شده بودند .نمی خواستند مترسک از باد بیفتد ودیگر بر پا نشود .همین طور مترسک هم به مزرعه عادت کرده بود و نمی خواست از باد سقوط کند .می خواست برای همیشه در مزرع کشاورز باقی بماند. این نگرانی وجود داشت .که یکبار از گنجشکها شنید .برای دوام باید ریشه کرد.چیزی که ریشه ندارد نگران و غمگین است .برای شادی باید ریشه داشت .اینبار مترسک بفکر افتاد تا ریشه کند چون او یک ترکه سنجد بود که یک لباس بی ریخت وسیاه بر تنش کرده بودند.خیلی زیرکانه در درون خاک شروع به ریشه دواندن کرد .و کمی بعد مستقل شد حالا حتی بادها وقتی می وزیدند به او لذت میداند .ریشه به او جان داده بود .فهمیدن و درک کردن از ریشه آغاز می شود .و مستقل بودن را ریشه می آموزد. ریشه مفهوم هستی است .ووقتی بروید .تشویش و نگرانی تعطیل می شود.درتقارن بازندگی ریشه ها عمل میکنند .و زندگی را متحول می سازند .مترسک داشت متحول می شد زیرا صاحب ریشه شده بود .وقتی که پائیز شروع شد .کشاورز از مزرعه خودش رفت .سارهاو گنجشکها نیز رفتند .حالا فصل تنهایی برای مترسک شروع شد .چقدر سرمای پائیز را تحمل کرد و وقتی زمستان شروع شد .برف روزهای متمادی پیوسته بارید .اما هیچ برف وبادی مترسک را از جا نکند .حتی وقتی تا نیمه در برف زمستان فرورفت و تبدیل به یک مترسک برفی شد .او فهمید .روئیدن و متحول شدن بر روی ریشه قرار دارد وغظمت خاک ریشه را نگه میدارد .اوتحول خود را در مسیر ریشه دانست و وقتی بهار شد .یک باد بهاری وزیدن گرفت و نخست لباس سیاه وبی ریخت که کشاورز بر تن او کرده بود را باخود بود حالا او تبدیل به یک درخت شده بود که جوانه های سبزی نیز بر تنه خود داشت .وقتی در بهار کشاورز و پرندگان مجدا به مزرعه باز گشتند .بر جای مترسک درخت زیبایی را دیدند که برگهای سبزی داشت .حالا او در مزرعه برای همیشه باقی می ماند.

 

 

 

❤️❤️  روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق    https://ketabbaz.hozeyemashgh.ir      چاپ انواع کتاب: شعر،داستان،دلنوشته،رمان،زندگینامه،سفرنامه،نمايشنامه،فیلمنامه، تبدیل جزوات اساتید،مربیان، معلمان و دانشجویان به کتاب تبدیل پایان نامه کارشناسی ارشد به کتاب  تبدیل رساله دکتری به کتاب  مشاوره، نگارش و تدوین پایان نامه و رساله در رشته های علوم انسانی و اسلامی استخراج مقاله از پایان نامه و اکسپت مقاله  انجام طراحی جلد و صفحه آرایی در بالاترین کیفیت  ویراستاری حرفه ای کتاب   همین الان به کارشناسان حوزه مشق پیام بدهید.   ۰۹۱۹۱۵۷۰۹۳۶  ۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹

تصویر نویسنده
فردین احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *