پایتخت شعر ایران

index.png
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند هدیه تیموری تالاندشتی_نشر حوزه مشق

زن بابا

 

الوسلام هلماخوبی ازمدرسه اومدی؟ چه خبر؟چرا صدات گرفته؟بازم اتفاقی افتاده؟آره خوب نیستم،زن بابام همه چی روبه هم ریخته لباس وکیف وچمدونو حتی آشپزخونه روبه هوای تمیزکردن بهم زده. نمیدونم دنبال چیه؟ فکرمیکنه همه مثل خودشن جادو و جمبل میکنه.
ببین هلما جان ولشون کن بزارهمون جوربمونن بابا اومدبهش بگو یااصلا زنگ بزن. نه حدیث جون بابابه حرفم گوش نمیده. این قاپشودزدیده. بعد ۴تاازدواج وچندتا صیغه بایک مرد نوه دارشوهرکرده
پس مامان کو؟رفته بیرون. بهش زنگ زدی؟نه حدیث جون به مامان هیچی نگو منم نمیگم.بازم مثل همیشه دکتروقرص اعصاب داغون..
هلما_داری میایی؟آره توراهم. بزار يه امروز با دیدن سعیدوسعیده خوش باشم.فعلاخدافظ.خدافظ
بعد یه ربع ساعتی رسيدم خونه تاهلمارودیدم قیافه اش به کبودی میزد،سعیده روبه سعید سپردم وقبل از رسیدن مامان خواستم اوضاع روبه راه بشه.شونه هاشوماساژ دادم ویک ليوان آب قندبهش دادم،بهترشدش.همش دلداریش میدادم.هلما جان مگه چندسالته سر این کارت به دکترقلب کشیده واین همه دردبکشی به خاطراین زن خودتو به کشتن میدی. اصلا بابا لنگه اونه. مامانم مگه چی کم داره ، انگار وکلفت گرفته هرچی سر بابا بیاد حقشه . الان این از خدا بی‌خبر آوارشدسرزندگیمون. این آبرونداره. مامان نمیخواد دهن به دهن این زن بشه.همینجورداشتیم حرف میزدیم که،با صدای زنگ جفتمون ساکت شدیم. سعید وسعیده که داخل حیاط مشغول بازی بودن به استقبال مامان رفتن،منم پشت بندبچه ها بلندشدم. سلام مامان فرشته جون خوبی؟_سلام قربونتون برم خوش اومدین…مشغول حال واحوال پرسی بودیم که،باصدای چرخش کلیددرب بابا وارد خونه شدهمزمان عفت ( زن دوم بابا )با صورتی برزخی اومدپایین، صدای احوال پرسی وحرف بین من وباباتودهنمون بود…عفت _آخ کمرم آی سرم آی دستم….همین جورمیگفت.که بابا گفت؛چی شده؟_ رفتم سرکار..
خوب نرو. مگه نگفتم نرو؟…خودم میرم سرکار بااجازه کی رفتی؟
عفت_توکی هستی به من میگی چکارکنم یانکنم؟بابا_ببین یاتمومش میکنی یامیریم دادگاه وتمام. این دفعه از این تو بمیری هانیست.تعهددادی.همین جورصدای عفت داشت می‌رفت بالا که مامانم گف؛ما آبروداری اگه همون يه زره ای
که واسه مونده رو نریزی همه مث تونستیم.عفت شروع کرددادوبیداددوشلوغ بازی .همسایه ها تک تک سراز
پنجره ها هادرآورده بودن .پچ‌پچ صداشون میومد.عده ای از خونه هاشون بیرون اومده بودن،که بی شباهت
به فیلم سینمایی نبود.صدای در خونه وآژیرپلیس بابا ازحالت شوک دراومد_بله بفرمایید.
همسايه هاگزارش دادن،باعث سلب آرامش شدید،اتفاقی افتاده؟بابا_دعوای خانوادگیه حل شد.
آقای کیوانی یکی ازهمسایه هاگف؛چی چی حل شد،این اول بارتون نیس که،نصف شب وشب نداریم آقا…بس کنین آرامش میخوایم.صغراخانم زن همسایه ؛گف؛بس کنین آقا.جمع کن این زن رو،از وقتی اومدین تواین محل آسایش ریم.حلیمه سرشوازپنجره کشیدبیرون_موقعی که خونه نیستین عفت باخانوم وبچه هاتون میشه،ازخوبیه فرشته خانمه چیزی بارشون نمیکنه.معلومه ازخانواده باکمالاتی هستن ،حرفی نمی زنن حیف این زن.شوهرش گف؛چه بساطی راه انداختی؟نمیتونی کنترل کنی چرازن گرفتی؟کاسه صبرمان لبریز شده.
آقای کیوان وساطت کردند وگفتند، من به نمایندگی ازهمسایه ها استشهاد محلی گرفتیم وبه پلیس محل زنگ زدیم.
بابا باعذرخواهی ازهمسایه هاوتعهد دادن ، که بارآخر وتکرارنمیشه،همسایه هاتوسط پلیس متفرق شدن اومدیم خونه.
ازشوهرقبلی طلاق نگرفته یکی رو زیر سرمیزاشت وطلاق روبهونه
میکردومهرشوبده وخونشوهم بارمیزد،مث پدربنده است
مامانم گف؛فرامرز هرچی کارتوخراب کردی. مگه واست چی کم گذاشتم؟ بانداری هات ،بدبختی هات کناراومدم،
جونیموواست گذاشتم اینه حق من؟باهردوز وکلکی بودبه عقدخودت درآوردی.
خدا ازت نگذره آخرعمری چی بودسرم آوردی؟چوب حراج زدی به آبروم.
کبریت دستت گرفتی وهمه چی روفروختی.به بهونه کارمنوکشوندی شهرستان که چی بشه؟ آقازن بگیره.
مگه چندسال دیگه زنده ایم همش حسرت دیروز وامروز رومیخوریم. استرس ازپادرآوردمون.
حداقل بی آبرو چی ازجونم می‌خواستی هان؟چه هیزم تری بهت فروختم ،جلو همه سکه یه پولم کردی؟
خونه م جدابودچرا خونه دوطبقه گرفتی؟فقط واسه من صداتوبالامیبری؟
هی میگفتی میخوام زن بگیرم…فلان و این بود؟
مامانم گفت؛خیرسرتون اومدین اینجا که چی بشه؟من چی دارم بهتون بدم جزغصه خوردن..
نگاهی به صورت غمگین مادر ونگاهی ازسرتاسف به بابا..
همه مون مث ماتم زده ها کزکرده بودیم وتوفکرفرورفته بودیم ، صدای کوبیده شدن در همزمان بابلندشدن اس ام اس باباکه گفت ؛فردا دادگاه طلاق توافقی به خودمون اومدیم.
ماند یه دنیا پشیمونی درچهره شکسته وشونه های افتاده‌ بابا ومادرم که‌ با حسرت وعمری که حیف شد گريست.

پایان .

 

نویسنده :

هدیه تیموری تالاندشتی

 

 

 

❤️❤️

روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق

https://ketabbaz.hozeyemashgh.ir

چاپ انواع کتاب: شعر،داستان،دلنوشته،رمان،زندگینامه،سفرنامه،نمايشنامه،فیلمنامه، تبدیل جزوات اساتید،مربیان، معلمان و دانشجویان به کتاب تبدیل پایان نامه کارشناسی ارشد به کتاب  تبدیل رساله دکتری به کتاب  مشاوره، نگارش و تدوین پایان نامه و رساله در رشته های علوم انسانی و اسلامی استخراج مقاله از پایان نامه و اکسپت مقاله  انجام طراحی جلد و صفحه آرایی در بالاترین کیفیت  ویراستاری حرفه ای کتاب

همین الان به کارشناسان حوزه مشق پیام بدهید.

۰۹۱۹۱۵۷۰۹۳۶

۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹

 

تصویر نویسنده
فردین احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *