اثری از میثم آذری از شاعران انتشارات حوزه مشق
علی می گویم و انگار الّا الله می گویم خدا را می ستایم از علی هرگاه می گویم بخوانید این غزل را بین اصحاب و لا الضّالین که دارم از صراط المستقیم از راه می گویم همیشه تا علی گفتم به یاد غربت افتادم چه آهی می کشم از صحبتت با چاه می گویم تمام عرشیان دور تو می گردند و تنهایی به اینجا می رسم قافیه ای با آه می گویم شبیه میثم تمار سر بر دار هم باشم برایت اشهد ان ولی الله می گویم تو را بعضی خدا خواندند و حق دارند اما من نمی گویم خدایی...