اثری از معصومه عسگری ( نازنین) از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
داستان «موشی در خانه ی من » به نام خدایی که دراین نزدیکیست روزی وروزگاری دو گربه دریک منطقه زیبا و خوش اب ورنگ زندگی میکردند نام یکی از انها پیشو و دیگری پیشا بود.انها خیلی باهم مهربان نبودندویکدیگر رابانامهای ناخوشایندی صدا میزدندوبه همدیگر بی احترامی میکردند پیشو پیشا را تنبل خان صدا میکرد چون پیشا همیشه سعی میکرد غذاهای اماده ی دوستانش را یواشکی برداردوبه خود زحمت هیچ کاری را نمی دادوراحت طلب بود ان روزها پیشا بس که هیچ تکانی به خود نداده بود بدجوری چاق و چله شده بود و همه را حسابی مورد ازار و اذیت...