قلم شما

اثری از زینب رحیمی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

وقتی دخترک با اشک چشمانش در دفتر خاطرات روزگار، خاطراتش را می‌نگاشت بالأخره نوبت به قطره اشکی رسید که بیان‌گر روزی بود؛ عجیب. خودنویس را روی کاغذ کرم‌قهوه‌ای رنگ گذاشت و نگاشت. از مسیری که مملو شده بود با سپیدار‌ها. در میان ظهرِ گرم تابستانی، من و تو، بی‌کس، مسیری کوتاه از این دنیا را قدم زدیم، تو چتری در دست داشتی و منِ تنها با دست‌های تهی کنارت بودم. گفتی: آفتاب تیز می‌تابد، بیا کنارم، زیر این چترِ سایه‌دار؛ باهم قدم بزنیم. اما من… نیامدم و در سکوت، راهی دراز را پیمودیم، بی‌آنکه چیزی بگوییم، بی‌آنکه چیزی بخواهیم. درختانِ...
قلم شما

اثری از زینب رحیمی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

وقتی که مُردم، ای عزیزترینم! برایم شعری غمگین مخوان؛ بر گورم گُلی نگذار و سروِ سایه‌گستری کنار سرم نکار. بگذار چمن سبز بر مزار من از شبنم و باران خیس شود؛ اگر خواستی به یادم آور، و اگر خواستی هم فراموش کن. نه سایه‌ای را خواهم دید، نه بارانی را حس خواهم کرد؛ و نه آواز شباهنگی را خواهم شنید که انگار با دردی در سینه می‌خواند. و در رؤیایی بی‌سپیده‌دم، بدون لحظه‌ی غروب، شاید به یاد تو باشم، و شاید نیز فراموشت کنم. مرگ برای او یک آغاز بود اما در ذهن عزیزترینش، به‌عنوان پایان قلمداد می‌شد. نمی‌خواست تنها...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟