اثری از ایمان امینی از شاعران انتشارات حوزه مشق
" تو را گزیدهام " خاکسترم، که شعلهی پنهان گزیدهام عمریست از گزندِ جهان، جان گزیدهام در آستانِ چهلسالگی ، به جایِ حرف میراثی از تامل و کتمان گزیدهام در من شکوهِ قلعهی سنگیِ خلوتیست این صبر را میانهی طوفان گزیدهام عشق است یا عذاب؟ نمیپرسم از کسی من راهِ خویش را چه حیران گزیدهام از من مپرس تکیهگهم کیست در جهان من تکیه بر ستونِ زمستان گزیدهام دنیا گرفت هر چه مرا بود و باز هم حاشا در این قمار ، زیان را گزیدهام بگذار تا تمامِ جهان کفر گویدم من با نگاهِ توست که ایمان گزیدهام #ایمان_امینی ✍...