اثری از ابوالفضل مولایی از شاعران انتشارات حوزه مشق
پدر آیینهی خدا پدر ای اولین طلوع مهربانی به جانم ای نجوای باران بر دشت تشنهی وجودم تو را نه به نام که به نَفَس میشناسم نَفَسی که بوی خدا میدهد دستهایت نقشهایی از صبرِ آسمان دارد و گامهایت مسیر خاموش فرشتگان است وسعت سایهات از ستارگان بیشتر و نگاهت رازهای ناگفتهی آفرینش را در خود پنهان کرده پدر تو درختی نیستی که تنها سایه ببخشی تو رودخانهای هستی که بذر جانم را تا دریاها میبرد در چینهای پیشانیات قصهی صبر حک شده و در سکوتت صدای خداوند جاریست ای پدر ای آنکه بودنَت آینهایست که در آن چهرهی خدا...