اثری از تارا ستوده از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
من از جنس این روزگار نیستم؛ روزگاری که در آن زنانِ در قید عهد، سر از آغوش بیراههها درمیآورند، مردانی که نام همسر بر شناسنامه دارند، اما دلشان را در کوچههای خلوت دختران میگردانند. جایی که تعهد زیر پاشنهی هوس له میشود و وفاداری بین دو کام سیگار، تبدیل به لطیفهای تلخ شده است. همه دنبال گرمای لحظهایاند، در آغوش آدمهایی که قرار نبود مقصد باشند، فقط گذرگاهند. من اما اهل این بازیهای چرک نیستم؛ روحم هنوز گوشهای میان اصالت نفس میکشد، نه میان تبِ ترند. تعهد و وفاداری هنوز برایم زیباترین شکلِ انسان بودناند. خیانت همیشه با لمس آغاز...