اثری از هنرمند فرهیخته رضا کریمی _نشر حوزه مشق
هی درد پشت درد ، مرا می کُشی هنوز با یک نگاه سرد ، مرا می کُشی هنوز در جنگ نا برابرِ دل بُردن از تو من دیدم در این نبرد ، مرا می کُشی هنوز یک باغِ نرگسی به لبانت گره زدم چون عاشقت نکرد ، مرا می کُشی هنوز از من در این میانه نمانده است ،جز کمی ته مانده های مَرد ، مرا می کُشی هنوز هی فصل پشت فصل غزل گفته ام ، ولی ای عشق دوره گرد ، مرا می کُشی هنوز [ پاییز می رسد که مرا مبتلا کند ] با یک لباس زرد...