اثری از هنرمند فرهیخته محمد علی ساکی _نشر حوزه مشق
بردی به یک عشوه ،دل و تاب و توانم را مواج کردی ناگهان رود روانم را پلکی زدی و کوه را آتشفشان کردی با غمزه ای خاموش کن آتشفشانم را هرگز نگیر ازمن نگاهی را،نگاهی که می خوانم از متنش جواب امتحانم را با اینکه حرف همدلی را ساده می گویم کمتر کسی فهمیده شعر بی زبانم را از پله هایم هرکه بالا رفت ،عاشق شد وقف تو کردم پیشتر ها نردبانم را تصمیم دارم که بسازم از همین حالا ویرانه های این جهان بیکرانم را روزی اگر تعبیر شد خوابم،به لبخندت تقدیم خواهم کرد شعر ناگهانم را محمدعلی ساکی...