اثری از زهرا عسگری از شاعران انتشارات حوزه مشق
غریبه ی تنها گرچه حال من خرابه این روزا واسه هیچ کسی مهم نیس مردنم مثل یه خوابی که تعبیری نداشت ساده بود انگاری از یاد بردنم عطر من واسه همه غریبه بود چشم من ،هیچکی رو دلبسته نکرد شونه ی من خونه ی کسی نشد بودنم کسی رو وابسته نکرد من به هر کسی رسیدم دیدم قبلِ من از عاشقی سیر شده دل من برای هر کی لرزید گفت برو برای من دیر شده بوسه هام مرهم هیچ زخمی نشد حس من به درد هیچ کسی نخورد منو هیچ آدمی حتی یک شب تویِ مهمونیِ آغوشش نبرد چشم...