اثری از حنانه راوند از شاعران انتشارات حوزه مشق
شده حیران سحر باشی و هی شب باشد ؟ تن تو خواب ولی روح تو در تب باشد ؟ شده آیا تپش قلب بگیری و نفس کم بشود؟ التیامی نباشد و غم امشب هم مثل دیشب باشد؟ من به این زندگی مملو از حادثه عادت کردم به گمانم روز های عمرم تا ابد شب باشد کاش میشد زندگی بی رحم تر از این نشود شده ثانیه ثانیه ات سیه تر از شب باشد؟ زندگی ات شده مملو از ماتم و غم بشود در مِی خانه ی غم نام تو منتخب باشد؟ ✍🏻حنانه راوند از قلم...