اثری از طاهره ترسلی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
(بانام خدا از خانه بیرون میروم) جاده مرا میخواند من کوله باری دارم از نگفتهها کجایند واژهها میخواهم سفر کنم بسیار سفر باید تا پخته شود خامی، می روم تا آن جا که به مقصد برسم ماشین ها را نگاه میکنم از مسافر پر است و جاده ها از ماشین، ترافیک از دستِماشین ها، صدایش در آمده است. یک ماشین پشت سرمن مرتب بوق می زند شاید، او فکر می کند که با بوق زدن راه باز می شود صدای آمبولانس و صدای ماشین پلیس، وای تصادف، چی میشد تصادف از جاده ها برداشته میشد کسی از آيندهی خودش...