اثری از فرحناز مولایی از شاعران انتشارات حوزه مشق
بهانه ی عشق تن پوشی از زخم تن عریان دل را پوشانده دریای درد است دل عشق عمقش را خروشانده رویایی که به وصال نمی رسد بد جوری شعله کشیده تن و جان را سوزانده به درد دلم نرسیدی ای جان به حال خوشم بنگر ببین عشق تو چه زیبا ! غم دل را پوشانده نمیدانم! اینها که مینویسم چیست همین قدربدان نازتو بد جوری دلم را لرزانده دلم یک جرعه پاییزمیخواهد دِگرهیچ! بهارلبخندت رنگهای ارغوانی پاییز را پوشانده به لعبت جانم اعتمادی نیست نشانده ام دیده را به شهد پاییز ازکجا معلوم به مرزحرمان برسد این دل بازنده شاید...