اثری از اعظم تفرشی از شاعران انتشارات حوزه مشق
منم آن در بدر کوچه ی عشقی که هنوز وسط خاطره ی کوچه ی دل محبوسم عاشق دلکده ی کوی تو هستم و هنوز پشت اندیشه ی چشمان دلت محسوسم شوق دیدار تو دارد ،دل بی خانه ی من از سر ذوق به هر گل که رسم می بوسم از همان لحظه که دیوار دلم ریخت فرو منم و بانگ مسیحایی این ناقوسم گل گلخانه ی من لب بگشا حرف بزن رحم کن ،دارم از این بی خبری می پوسم منم و خلوت این کوچه و پاییز و غروب و همان حسرت یک بوسه که من مایوسم آه از آن...