اثری از فاطمه قربانی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
جویبارهای یزد را گذراندم و از عبور آنها، برای خودم ردپایی کاشتم از جنس «رویا».. من، از شهر مناره و مسجد برای خود خاطره ساختم و به «فارس» گریختم؛ شهر مادریم.. آمدم و فراموش نکردم، آری راه و رسمم فراموشی نیست ... حق آب و ریشه دارد این «یزد مادرزاد»!!! آمدم فارس، دیار اردشیر بابکان و ساسان بزرگ اما به یاد نبردم فرخی را در کنج ایوانش... من، برای « ساختن »آمدم، «کاشتن» را در جایی دیگر انجام داده بودم.. کاشتم خشت ها را، گذاشتم پله به پله روی هم و از آن، سروی از زندگی ام ساختم به بلندای...