اثری از علیرضا دهقانی پور از شاعران انتشارات حوزه مشق
میدونى...! قصه ما بدون يكى بود يكى نبود شروع شد، همينقدر يهوويى به خودم اومدم وديدم اكه تو نباشى، منم ديكَه نيستم تو اين قصه! راستشو بخواى قبل تونميدونستم وابستگی چيه؟ نميدونستم خيره شدن به عكساى يه نفر عواقبش چيه ولى حالا اگه ازم بپرسى عشق چيه؟! بدون مكث بهتراز هركسى ميتونم راجع بهش حرف بزنم يا حتى راجع به تويى كه يهوويي اومدى، يهوويي شدى پناهگاه امن من توته همه آرزوهاى منى، انگار خدا نعمت هاى تمام زندگيمو باهم جمع كرد وتورو گذاشت توزندگيم سهم همه اشكاى من شد تويى كه الان همه وجودٍ منى تويى كه با اومدنت...