اثری از هنرمند فرهیخته مسعود آزادبخت_انتشارات حوزه مشق
شعر: سوخته دل چون تنِ سوخته ی تو، دیده ی من خواهد سوخت آه از این غصه که، جان بر سر و تن خواهد سوخت تا گرفت آن قدِ رعنایِ تو را در بر خویش، رهبر جامه از حسرتِ زخم، تا به بدن خواهد سوخت چون به راه تو هلالی ز وفا خاک شده ست بر سر کوی تو صد خاک وطن خواهد سوخت بر دلم هست مصیبت، که تنت سوخته شد مثل آن کوه ،که بی باغ و سمن خواهد سوخت چون نسوزد دل خلقی؟ که دلم سوخته است هرکسی را دل از آن سرو چمن خواهد سوخت...