اثری از بانوی هنرمند سحر قهرمانی _نشر حوزه مشق
ﺗﻮ ﺭﻓﺘﻩ ای ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ، ﺩﺳﺕ دیگری ﻫﺴﺖ ﺩﺳﺘﻪ گلی ﺗﺎﺯﻩ عبور می کنی از ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ و یادت هنوز پیوسته پرسه می زند در حوالی خیال من ... ﻣﻄﻤﺌﻦ باش ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ مسیرت ﺳﻤﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﭘﺮ ﺧﺎﻃﺮﻩ اتفاقی کج شود ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺩﯾﺪ هنوز ﺁﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ اغواگر ﮐﻪ ساعت ها ﺑﺮﺍی ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﮕﺎه تو دست در دست ﺳﮑﻮت ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ماند در ﮐﻮﭼﻪ ای ﻣﻤﻨﻮﻋﻪ که ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻋﺸﻖ ﺑﺮ ﺗﺮﺱ گذشتن ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﺑﺮﺍﻥ اش ﻏﺎﻟﺐ ﺷﺪﻩ بودی و کمی نزدیک تر، آن عشق پر آوازه کز کرده است هنوز در همان پنجره...