آثاری از بانوی هنرمند ساغر نیکوبخت _انتشارات حوزه مشق
اتاقی فریاد کنان به سوگواری بخت من نشسته پرده ای آویخته به اشعار سیاه می نالد کوچه ای در تابوت میگرید و چمدان نامردی پله های عبور را دو در میان طی کرد ساغر نیکوبخت 💎💎💎 تو رفتی دور شدی از من خیلی دور... دیگر نه دستم به دستانت میرسد نه چشمم به چشمانت فقط قطعه عکسی از تو دارم تصویری ک هیچ نمیگوید بیا چاره ای کن تو را کم داشتن درد است تو را ندیدن درد لا علاج است این روزها طاقت نبودنت را ندارم. ساغر نیکوبخت ❤️❤️ روابط...