اثری از دکتر ترانه افشار از شاعران انتشارات حوزه مشق
شعله های باران 🌧⛈🌧⛈ در چشمان آبی آفتاب چشمه ها روییدند سبزه ها در تپش نمناک باران جاری شدند زلال ترین دیدگان به قداست عشق سر به سجده ساییدند و کویر منور شد از شعله مهر انتهایی ترین برد کمان دل، به آبی مطلق می رسد آیا ؟ا یا که از عشق پاک تر می توان در رهش به سجده افتاد ؟! اوج و قعر همسو می شوند در ره عاشقی به خاک پای یار بیفتی در اوج مستی، هست می شوی از نگاه یار شعله خیزد از نفس عشق، باران جان تازه می گیرد شعلهای از جنس باران ......