آتنا حق شناس از هنرمندان انتشارات حوزه مشق
“طلوعِ رنج”
بلوچستان،
سرزمینیست
که باد
نامِ زنانش را
بر پیشانیِ کوه
حک میکند؛
زنانی
که آفتاب
بر پوستِ سوختهشان
تعظیم میکند،
و سکوتشان
سنگینتر از تاریخ
قد میکشد.
مردمانش
در رگهایِ خشکِ زمین
راه میروند،
چنان
که شن
به احترامشان
میایستد،
و سایهها
از قامتِ استوارشان
وام میگیرند.
دریایِ عمان
در پهلویِ جنوب
میغرد،
اما
هیچ موجی
جرأت ندارد
چشم از ساحلِ خستهاش
بردارد؛
دریایی
که نمکش
طعمی از صبرِ هزارساله دارد.
فرزندانش
در کوچههایِ بینام
بزرگ میشوند،
با دستانی
که هنوز
بویِ نانِ نرسیده میدهد،
و چشمانی
که پیش از کودکی
فقر را
یاد گرفتهاند.
و دخترانش
آه،
دخترانش؛
باد
موهایشان را
میخواهد،
اما دیوار
راه را
بر رؤیا میبندد.
دخترانی
که آرزوهایشان
در مشتِ تنگِ محدودیت
نفس میکشد،
اما
خاموش
نمیشود.
بلوچستان،
سرزمینیست
که اگرچه
فرسوده است،
اما
در هر غروب
از نو
برمیخیزد
چنان
که خورشید
از پشتِ رنج
طلوع کند.
سکوتِ مَن
آتنا حق شناس