رویا ابراهیمی از هنرمندان انتشارات حوزه مشق
(دیدار)
ز جانِ من زده سر آرزوی دیدنِ تو
خوش است قسمتِ چشمم به سوی دیدنِ تو
شبی که ماه ز شرمِ رخت نهان میشد
نشست بر دلِ من آرزوی دیدنِ تو
بهار آمد و گل در چمن شکوفا شد
ز یادِ من نرود رنگوبوی دیدنِ تو
هزار منزل اگر بین ما جدایی هست
بود امیدِ دلم گفتگوی دیدنِ تو
مرا دگر نبود طاقتِ شکیبایی
ز بس که ماندهام اندر تکاپوی دیدنِ تو
نسیم، قصّهٔ گیسوی یار با من گفت
دوباره تازه شد آن جستوجوی دیدنِ تو
غزل ز شوقِ تو جوشید ز ژرفنای دلم
که نیست قبلهٔ جان جز به سوی دیدنِ تو
✍️ #رویا_⭐ابراهیمی