قلم شما

اثری از زینب فرضی از شاعران انتشارات حوزه مشق

یک روز می آید که از تو سیر خواهم شد بازخم های مانده از تو پیر خواهم شد در آن خیابان خاطراتم زنده شد باز ،آه با قهوه چی ها بعد تو درگیر خواهم شد یک روز باید بگذرم از تو، ببینی که درانزوای مطلقی زنجیر خواهم شد گفتی که اندازه نگه دارم  نگاهم ‌کن درچشم تو هرلحظه ای تحقیر خواهم شد درخواب یا رویا همیشه واقعی هستی درخواب تو من هم شبی تعبیر خواهم شد من از نفس افتاده ام فرسنگ ها دوریم تسلیم غم، بازیچه ی تقدیر خواهم شد #زینب_فرضی         از قلم تا جاودانگی......
قلم شما

آثاری از بهناز سیفی از شاعران انتشارات حوزه مشق

دشمن کمین کرده به جان تا جای خواب کودکان جان را مکدر می کند عقل را مدبر می کند جسم را مقید می کند از خود دفاعی می کند در هر کجا ردش به جا در هر مکان نیرنگ او در هر زمان نفرین به او در هر نفس لعنت بگو لعنت به ذات و هستی اش باید که جهان را پاک و منزه بشود باید که همه یکدل و همره بشوند تا که دست آن ابرقدرت پوشالی را از همه جای جهان کوته و رسوا بشود ✍️✍️✍️ بهناز سیفی   این جهان را چه شدست؟ که سراسر همه وحشی...
قلم شما

اثری از هلن عظیمی از شاعران انتشارات حوزه مشق

میان آتش و دود، میان بوی باروت شکسته خوابِ شبم، ز دشنه‌‌های تابوت میان کوچه‌ی خون، صدای گریه مانده طنین زخم وطن، به شانه‌ها نشسته کبوترانِ حرم، به شعله‌ها پریدند ستاره‌ها چه زود، ز آسمان رمیدند نه نان به سفره مانده، نه سایه‌ای ز دیوار فقط صدای فریاد، میان سنگ و آوار به دشت سوخته هم، هنوز ریشه سبز است گل از دل خرابی، به رغم مرگ، سرخ است و ما هنوز هستیم، به خاک دل سپرده میان مرگ و ایمان، امید را سروده هلن عظیمی           از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق...
قلم شما

اثری از یگانه یوسفی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

«به‌نام خالق زیبایی قلم» نام اثر: دستبندهای نامرئی نویسنده: یگانه یوسفی سخنی از من: روی شیشه خورده‌های خیالاتم قدم میزنم، از پاهایم خون می‌چکید و از قلبم نفرت؛ ورق به ورق خاطرات پر بود از تباهی؛ این‌بار قلب می‌خواست روایت کند پس آزادانه گذاشتم روی این شیشه خورده‌های خیالی برقصد و با خون‌هایش روی کاغذ‌های سفید دوباره اثر تازه‌ای خلق کند. شامگاه بود و سالن، پر از نگاه‌های سنگین و خالی که هرکدام بیشتر فرد را در انزوا و سیاهی درونش فرو می‌بردند. سکوت در دلِ این سالن لانه کرده بود؛ به قول کراپ: "سکوت غریب‌ست؛ انگار که زمین خالی...
قلم شما

اثری از حنانه راوند از شاعران انتشارات حوزه مشق

خنده‌ام چون خنده‌ی کودکِ شیرین که نیست مهرِ من ورزیدن از دل‌های رنگین که نیست چشمِ من سرگشته در جمعِ شما حیران نشست این حضور از ادب است، از دل چرخیدن که نیست طاقتم لبریز شد، این خشم از جنس سکوت خشمِ من فریاد دارد، گرچه دریدن که نیست سکوت از ترس نیست، از بی‌حوصلگی است مهر من ذاتی است، اما ترس و لرزیدن که نیست جمع‌تان غوغاست، خاله‌زنک و بازی و حرف خلوتی خواهم، نه کینه، نه جنگیدن که نیست مادرم گفت: "زشت است، بیا در جمعشان" حرف آن‌ها را شنیدن، دل‌نشین بودن که نیست می‌گویندم منزوی، تنها شدم،...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟