اثری از فرحناز مولایی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
یک رخداد واقعی (داستان)
#پدرمچهکارهاست؟
زهرا پنجساله بود …
پدرومادرش بعد پنجسال از ازدواجشان تنها همین دختر زیبا را در روز تولد حضرت فاطمۀ زهرا (س) از خدا هدیه گرفته بودند.
زندگی آرام و بیدغدغهای داشتند. یک خانواده آرام و با خدایی بودند. یک روز که زهرا از خواب بیدار شد مادرش را در حال گریه دید سؤال کرد ولی مادر هیچ جوابی نداشت به زهرای کوچولو بدهد. اشک در چشمانش خشکید. زهرا روز مشغول بازی شد و شب سراغ پدرش را گرفت. مادرش چون جوابی نداشت گفت:
«پدرت چند روزی رفته مسافرت، اما زهرا دلش طاقت نیاورد و گریه کرد.
ماهها گذشت.
زهرا هر شب از مادر سؤال میکرد:
«بابا کی میآید.»
ولی جواب همیشگی را میشنید.
یک روز مادر طبق خواستۀ پدر
زهرا را به دیدن پدر برد.
اما زهرا برخلاف انتظارش پدر را پشت میلههای آهنی دید.
قلبش گرفت و چون بهش ثابت شده بود جوابی درست نخواهد شنید، ساکت ماند از پشت شیشۀ زندان پدر را تماشا کرد.
اما …
معمای زندگی پدر ادامه داشت.
پدرش شب در جادهای برای اینکه به یک تصادفی کمک کند در توطئۀ یک قتل گرفتار آمده بود.
معمایی که به جواب نرسید و …
اما زهرا به زندگی ادامه داد و شش سالش شد و وارد پیش دبستانی و دبستان شد.
هرگاه معلم از پدر و شغلش سؤال میکرد چشمان زهرا پر از اشک خجالت میشد چون مادرش گفته بود به کسی نگوید بابایش کجاست.
چندسال را بههمینمنوال پشت سر گذاشت تا اینکه وقت مقرر به سرآمد و خانوادۀ مقتول پدر زهرا را مطابق قانون چون هیچ شاهدی در بین نبود بیگناه به دار آویختند.
و زهرا که حالا دوازده سال داشت و وارد راهنمایی شده بود و وقتی که معلم گفت: «انشایی درمورد شغل پدر بنویسید
چنین نوشت.»
من، زهرا، پدرم، حسین و مادرم رقیه یک خانوادۀ خوشبخت و متوسطی هستیم و خدا زیباترین و مهربانترین کسی است که داریم و محتاج نامردمان نیستیم.
و شغل پدرم باغبانی و پرورش سیبهای مهربانی است و خوردن این سیبها نصیب هر کسی نمیشود …
زهرا اشک چشمانش را پاک کرد و نشست دلش مانند گنجشک میتپید …
بیاد پدرش افتاد که آخرین دیدارش با لبخند به او گفته بود خدا با من است و من خوشحالم …
پایان
#نویسنده فرحناز مولائی
از قلم تا جاودانگی… با شما!
انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت میکند. ما به جای ساختن کتابهای سطحی، به خلق آثار ماندگار و حمایت از نویسندگان و شاعران عزیزمان افتخار میکنیم. هر نقدی که از روی خیرخواهی و سازندگی باشد، گوش جان میسپاریم؛و با قدرت به مسیرمان ادامه میدهیم.
خدمات ما شامل چاپ کتابهای شعر، داستان، رمان، دلنوشته، کتاب کودک، ترجمه و تبدیل پایاننامه به کتاب است.
انتشارات حوزه مشق؛ جایی برای رویش، قلم و جاودانگی.
۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹
۰۹۱۹۱۵۷۰۹۳۶
#چاپ_داستان #چاپ_شعر #چاپ_رمان #داستان #شعر #رمان #شاعر #نویسنده #چاپ_کتاب #فردین_احمدی #حوزه_مشق #انتشارات_حوزه_مشق #نویسنده #محقق #پژوهشگر #مترجم #ایران #قلم #کتاب #ادبیات #فرهنگ #هنر