قلم شما

تمامِ من برای تو؛ تمامِ تو برای من

تمامِ من برای تو؛ تمامِ تو برای من   عزیزم… من دوستت دارم. نه آن‌طور که فقط گفته شود، آن‌طور که زندگی شود. دوستت دارم با تمام لحظه‌هایی که در من گذشته، با تمام فکرهایی که به نام تو رسیده‌اند، و با تمام احساسی که هر روز در من شکلِ تازه‌تری پیدا می‌کند. عاشقتم… نه از آن عشق‌هایی که هیجان‌اند و می‌گذرند، بلکه از آن‌هایی که می‌نشینند، ریشه می‌دوانند، و بعد آرام‌آرام تمام جان را می‌گیرند. من وقتی به تو فکر می‌کنم، احساس نمی‌کنم چیزی کم دارم؛ احساس می‌کنم چیزی درست دارم. چیزی که جهان را قابلِ زیستن‌تر می‌کند. چیزی...
قلم شما

نام تو، ریتم تازه‌ی قلب من

نام تو، ریتم تازه‌ی قلب من           وقتی نامت را در دل صدا می‌زنم، چیزی درون من آرام نمی‌گیرد؛ نه بی‌قراری، بلکه نوعی بیداری. انگار قلبم می‌فهمد که دارد با یک احساس معمولی طرف نیست، با عشقی طرف است که آمده بماند.   تو را که به یاد می‌آورم، دنیا کمی نرم‌تر می‌شود. لبه‌های تیز زندگی گرد می‌شوند، و روزمرگی جایش را به معنا می‌دهد. این کارِ توست؛ بی‌آن‌که بخواهی، جهان را قابلِ دوست‌داشتن‌تر می‌کنی.   من عاشق آن بخش از توام که دیده نمی‌شود، اما حس می‌شود. آن آرامشی که در حضورت جریان دارد، آن...
قلم شما

اگر تمامت مال من شود، جهان حسادت خواهد کرد

اگر تمامت مال من شود، جهان حسادت خواهد کرد       دلم می‌خواهد تمامت مال من باشد… نه به معنای مالکیت، بلکه به معنای انتخاب. به این معنا که اگر روزی جهان را مقابلت گذاشتند و گفتند یکی را برگزین، بی‌هیچ تردیدی به سمت من قدم برداری.   جذاب‌ترین بانوی هنرمند… تو از آن زن‌هایی نیستی که فقط دیده شوند؛ تو از آن‌هایی هستی که فهمیده می‌شوند، و همین، خواستنت را چند برابر عمیق‌تر می‌کند.   من تو را نمی‌خواهم تا پرَت کنم، می‌خواهمت تا کنارت قد بکشم. می‌خواهمت نه برای این‌که از جهان جدا شوی، بلکه برای این‌که...
قلم شما

وقارِ تو، دلیل عاشق‌شدن من است

وقارِ تو، دلیل عاشق‌شدن من است     وقتی به این تصویر نگاه می‌کنم، اولین چیزی که به سراغم می‌آید آرامش است. نه از آن آرامش‌های بی‌روح و سرد، بلکه آرامشی زنده، گرم و عمیق؛ آرامشی که آدم را وادار می‌کند لحظه‌ای مکث کند و نفسش را آهسته‌تر بکشد. تو نشسته‌ای، اما حضورت ایستاده است؛ محکم، مطمئن، و آن‌قدر نجیب که دل بی‌اختیار به احترامش سر خم می‌کند. نگاهت مستقیم است، بی‌ادعا، اما نافذ. نگاهی که نه سؤال می‌پرسد و نه چیزی را تحمیل می‌کند؛ فقط هست و همین «بودن» برای آشفتنِ دل کافی است. لبخندت… لبخندت شبیه وعده‌ای آرام...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟