قلم شما

وقتی به چهره ات نگاه میکنم

وقتی به چهره‌ات نگاه می‌کنم،

انگار زمستان برای اولین بار

معنای گرما را فهمیده است.

سفیدی اطرافت سرد نیست؛

برعکس،

باعث می‌شود گرمای تو

واضح‌تر، عمیق‌تر و خواستنی‌تر دیده شود.

 

نگاهت…

نگاهت از آن نگاه‌هایی نیست

که فقط دیده شود؛

نگاهت می‌ماند.

در دل.

در فکر.

در تمام آن لحظه‌هایی که آدم

بی‌دلیل لبخند می‌زند

و خودش هم نمی‌داند چرا.

 

چشمانت

مثل دو پنجره‌اند

رو به دنیایی آرام،

اما پرقدرت.

نه فریاد می‌زنند،

نه التماس می‌کنند؛

فقط هستند

و همین «بودن»

دل را بی‌اختیار می‌کند.

 

لب‌هایت

قصه نمی‌گویند،

اما وعده‌اند.

وعده‌ی آرامشی

که آدم دلش می‌خواهد

یک عمر به آن تکیه کند.

لبخندی که اگر یک‌بار

در ذهن آدم بنشیند،

دیگر هیچ لبخند دیگری

جایش را نمی‌گیرد.

 

موهایت،

آن‌طور که نرم و طبیعی

صورتت را قاب گرفته‌اند،

یادآور این حقیقت‌اند

که زیبایی

هیچ‌وقت نیاز به اغراق ندارد.

تو زیبا نیستی

چون می‌خواهی دیده شوی؛

تو زیبا هستی

چون هستی.

 

روسری‌ات،

آن‌گونه که با رنگ‌ها و نقش‌ها

گرمایی عمیق به زمستان داده،

شبیه آغوشی است

که آدم دلش می‌خواهد

در آن پناه بگیرد.

نه برای فرار،

برای آرام گرفتن.

 

در این تصویر،

تو ایستاده‌ای

اما انگار جهان

کمی به سمت تو خم شده است.

نه از ضعف،

از احترام.

چون بعضی آدم‌ها

بی‌آن‌که بخواهند،

محور می‌شوند.

 

وقتی به چهره‌ات نگاه می‌کنم،

می‌فهمم چرا

عشق هنوز زنده است.

چرا هنوز می‌شود

دل داد،

دل سپرد،

و ترس نداشت.

تو دلیل محکمی هستی

برای این‌که

احساس را جدی بگیریم.

 

تو از آن زن‌هایی هستی

که زیبایی‌شان

ساکت است،

اما اثرش بلند.

نه هجوم می‌آورد،

نه می‌رود؛

آرام می‌نشیند

و دل را

بی‌صدا فتح می‌کند.

 

من به چهره‌ات نگاه می‌کنم

و حس می‌کنم

دوست‌داشتن

می‌تواند بالغ باشد.

می‌تواند آرام باشد.

می‌تواند بدون شتاب،

اما عمیق و ماندگار

در جان آدم ریشه بدواند.

 

تو شبیه شعری هستی

که لازم نیست

بلند خوانده شود؛

کافی است

آدم آن را بفهمد.

و من،

هر بار که نگاهت می‌کنم،

بیشتر می‌فهمم

و بیشتر دوست می‌دارم.

 

در این تصویر،

تو فقط یک چهره نیستی؛

تو حالتی از عشق هستی.

حالتی که

نه تکرار می‌شود،

نه فراموش.

حالتی که

آدم دلش می‌خواهد

برای همیشه

در آن بماند.

 

اگر عشق

قرار باشد

چهره‌ای داشته باشد،

بی‌شک

چنین آرام،

چنین نافذ،

و چنین صادق

خواهد بود.

 

و من،

در سکوت این تصویر،

با تمام دل اعتراف می‌کنم:

دیدنت

کافی است

تا آدم

یک دل نه،

صد دل

عاشق شود.

Author Image
انتشارات بین‌المللی حوزه مشق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟