از درون تا تحقق،از الگوهای درونی تا سرنوشت بیرونی…
- هیچ خواستهای در جهان بیرون به تو داده نمیشود، مگر آنکه پیشتر در درونت متولد شده باشد.
آنچه «کمبود» مینامی، اغلب نشانهی بخشهای نادیدهگرفتهشدهی وجود توست. وقتی به جای جنگیدن با جهان، رو به درون میکنی، باورهایت را میشناسی، ترسهایت را میبینی و مسئولیت حالت درونیات را میپذیری، جهان ناچار به تغییر میشود.
زیرا جهان بیرون از تو قویتر نیست؛ فقط بازتاب دقیقتری از توست.
خودشناسی یعنی بازپسگیری قدرت خلق.
و از همانجا، آنچه میخواهی… تو را پیدا میکند.ذهن انسان همواره در حال بازتولید الگوهای آشناست، نه لزوماً الگوهای درست. ناخودآگاه ما بهدنبال امنیت است، حتی اگر این امنیت در تکرار رنج باشد. به همین دلیل، تا زمانی که باورهای بنیادین، طرحوارهها و زخمهای حلنشدهی درونی آگاه نشوند، جهان بیرون همان سناریوها را با چهرههای متفاوت تکرار میکند.
خودشناسی یعنی دیدن این الگوها بدون قضاوت؛ یعنی آگاه شدن از اینکه چرا بعضی خواستهها دستنیافتنی به نظر میرسند. وقتی باور «لیاقت»، «امنیت» و «ارزشمندی» در درون بازسازی میشود، مغز بهطور طبیعی انتخابها، روابط و فرصتهایی را جذب میکند که با این تصویر تازه هماهنگاند.
در روانشناسی، تغییر بیرون نتیجهی تغییر ادراک است؛ و ادراک، از درون آغاز میشود.
انتشارات بینالمللی حوزه مشق